درسهایی که سینما به زندگی ما داد

خانه>همه مقالات>درسهایی که سینما به زندگی ما داد

درسهایی که سینما به زندگی ما داد

نویسنده: هومن پاسارگاد

تاریخ انتشار: 1398-7-21

بازدید: 0

(( راکی ))

 

 

سلام در ادامه مباحث سینمای انگیزشی به بررسی یکی دیگر از آثار فوق موفق در زمینه سینمایی ورزشی ، انگیزشی در کنار شما عزیزان میپردازیم .

 

در این مبحث به سراغ بررسی فیلم راکی با بازی سیلوستر استالونه میرویم سری فیلم های راکی داستانی از ساختن و قهرمان شدن ، شکست خوردن ودوباره به پا خواستن و در مقام قهرمانی ایستادن را روایت میکند .

 

در فیلم ما بینندگان با شخصیتی به نام راکی ملقب به نره اسب ایتالیایی آشنا میشویم او که زندگی ناموفقی داشته روزگار خویش را با برپایی مسابقات بوکس در محله های پایین شهر و گاهی برد و گاهی  عمدا باختن در مسابقات سپری میکند . در سوی دیگر داستان قهرمان بوکس جهان آپولو کرید به مناسبت روز استقلال امریکا در سدد بر پایی مسابقه ای نمادین با بوکسری گم نام میباشد او راکی را میابد و با گمان بر این که او بوکسری آماتور است پیشنهاد مسابقه بر سر عنوان قهرمانی جهان را به او میدهد ، پیشنهادی که مسیر قهرمان شدن و تحقق ارزوی دیرنه راکی را برای او روشن میسازد ، در ادامه ما تلاش های بی وقفه او برای به دست اوردن شانس زندگیش را میبینم ...

 

سیلوستر استالونه در جایی از خاطرات خود میگوید زمانی که فیلم نامه راکی برای پیشنهاد ساخت به  استدیو ها میبردم در بدترین شرایط مالی خود قرار داشتم در آن روزگار استالونه که جوانی پر شر و شور بود و  سودای ستاره سینما شدن را در سر میپروراند خرج خود را با بازی در نقش های کوتاه در فیلم ها و همچنین فروش لباس زیر مردانه در کنار خیابان به دست می آورد . شرط او برای ساخت فیلم از روی فیلم نامه ای که خود نوشته بود بازی در نقش اول همان فیلم بود ، اما استدیو های آن زمان سپردن نقش اول  را به بازیگری ناشناس ریسک بزرگی بر سر راه موفقیت فیلم میدانستند . ریسکی که کمپانی پارامونت با پذیرش آن ملیون ها دلار پول را سرازیر به جیب خود کرد و استالونه را از بازیگری گم نام به ستاره سینما تبدیل نمود . 

 

راکی شخصیت اول فیلم نمادی از تلاش بی وقفه در راه  به دست آوردن رویا خویش میباشد .

 

 راکی در اولین قدم درسی که به ما میدهد این است که برای رسیدن به رویا از اول باید باور قهرمانی و قهرمان شدن را در سر خویش به بار بنشانیم ،  او سال های زیادی از عمر خود را با شکست سپری کرده و در جایی از داستان به مربی پیر خود میگوید این شانس زندگی اوست که باید در آن موفق گردد .و برای موفق شدن در این مسیر از هیچ تلاشی فروگذار نمیباشد از تمرینات سخت گرفته تا مصاحبه با رسانه ای محلی و دویدن در محله های پایین شهر و همراهی مردم . او به تمامی ادم های دور و بر خویش این پیغام را میدهد که اماده ظهور قهرمانی جدید باشند .

 

 

 

 دومین قدمی که ما از راکی می آموزیم  این است ما تنها بر خودمان میتوانیم تکیه کنیم هیچکس در دنیا تکیه گاه شما نخواهد بود و این شما هستید که یکه و تنها باید صلیب خویش را به دوش بکشید او تنها به سردخانه کشتار گاهی که دوستش در آن کار میکرد میرفت زمان زیادی را به تمرین با لاشه گوساله ها اختصاص میداد و میدانست که در این مسیر سخت تنهاست و تنها  اوست که میتواند ناجی خودش باشد . در فیلم ما میبینیم که قهرمان در سفرش به سمت پیروزی تنها است هیچ کس اورا یاری نمیکند زیرا هنوز باور ها در مورد او شکل نگرفته است . هیچ طرفداری هیچگاه سختی ها و مرارت های که شما در مسیر موفقیت خویش میکشید را نمیبیند زیرا جایگاه موفقت چنان از دید انسان ها چشم گیر است که فقط به ان جایگاه میاندیشند و برنده داستان کسی است که با تلاش خود از آن مسیر بگذرد و خورشید را در دستانش بگیرد .

 

قدم سوم آموزش او به ما این بود که وفاداری اصل اساسی تمام پیروزی های دنیاست او به مربی خود خود وفادارماند و به دختری که دوستش میداشت ثابت نمود ارزش ان را دارد که به پیشنهاد ازدواجش فکر کند ،به دوستش ثابت نمود که فردی است که میتوان بر روی حرفش حساب کرد و در مبارزه به اپولو فهماند که وفای به عهد و روی حرف خود ایستادن مهمتر از قهرمانی و قهرمان شدن است .

 

 در چهارمین قدم ما عشق را از راکی می آموزیم " میآموزیم برای رسیدن به هر هدفی ما به عشقی عمیق حتی به چیزی فراتر از عشق نیازمندیم برای رسیدن به زندگی ایده عالی که در ذهن خویش داری باید خطر کنی و ریسک کنی " آیا غیر از این است که اساس موفقیت بر پایه ریسک کردن است ؟ مگر میشود عاشق نباشی و موفق گردی یا مگر میشود عاشق باشی و ریسک نکنی ؟ قهرمان داستان ما عشقش به دختری که دوست دارد چاشنی مسیر قهرمانیش میکند او میداند که اگر موفق نشود باور کسی که میتوان به او تکیه کرد را نمیتواند به دست بیاورد پس عاشقانه در مسیرش قدم میگذارد و قلب خود را سرریز از عشقی میکند که به او باور قهرمانی را هدیه میدهد . ود درپیروزیش تنها کلامی که بر لبش جاری میشود نام کسی است که عشق را به زندگی او آورد و باعث شد او قهرمان قصه ما باشد .

 

 قدم پنجم راکی به ما می آموزد که تو در زندگی هیچگاه در اوج یا در سقوط کامل به سر نمیبری او توانست با تلاش و پشتکار و ایمان به هدفی که داشت رویای خود را به دست بیاورد ما در سری فیلم های راکی شاهد شکست خوردن در اوج قهرمانی و دست کشیدن از تلاش او نیز میباشیم ولی این باور  اوست که نمیگذارد سقوط کامل و برگشت ناپذیر داشته باشد . میگویند عقاب ها برای آموزش پرواز کردن به جوجه های خویش آنها را از آشیانه به پایین پرتاب میکنند جوجه عقاب ها در اولین قدم زندگی خویش یاد میگیرند که سقوط اولین  پل پرواز است و این که تا شکست نخوری و سقوط نکنی هرگز اوج گرفت را نمی آموزی .

 

ششمین قدم که ما از شخصیت راکی می آموزیم این می باشد که مهم نیست در حال حاظر شخصیت تو چگونه است مهم اینه که تو قرار است به چه کسی تبدیل بشی و آیا شما قدرت تبدیل شدن به خود رویاییتان را دارید و میتوانید خود را در آن جایگاه حفظ نمایید ؟ راکی از بوکسری بی سواد از محله پایین شهر تبدیل به قهرمانی بزرگ میشود ، وجه تمایز او با دوستان پایین شهریش در این است که قهرمان داستان حتی زمانی که وعض مالی خوبی ندارد و همه او را آدمی شکست خورده و کتک خور میپندارند هنوز ایمان به خودش را از دست نداده و با پلیدی ها و زشتی های که با انها روبروست مبارزه میکند او هیچ وقت با سر کوچه نمیاید و با افراد بیکاری که دور آتیش می ایستند و خوشگذارنی میکنند هم کلام نمیشود ، به بچه های محله گوشزد میکند که جای آنها آنجا نیست و باید درس بخوانند و زندگی بهتری داشته باشند حتی زمانی که مجبور میشود از سر ناچاری نقش زورگیر را برای فردی ثروتمند را بازی کند حاضر به خورد کردن انگشت های فرد بدهکار نمیشود زیرا  انسانیتش را نمیخواهد که زیر پا بگذارد ، او هیچگاه برا به دست آوردن منفعت مالی دست به کار خلافی در فیلم نمیزند زیرا باور قهرمانی برایش همانند گنجینه ای پاک و متحر میباشد و میداند روح بزرگ برای قهرمان بودن لازم است و باور خوبی  آن چیزی است که قهرمان هر داستان به آن نیاز دارد .

 

هفتمین قدم راکی برای ما بینندگان سری فیلم های او داشتن مربی برای قدم گذاشتن در مسیر قهرمانیست ، راکی به ما میآموزد که هرچقدر که شما تلاش و انگیزه برای به دست آوردن رویای خویش داشته باشی باز هم به چراغ راهی نیازمد هستی که انگیزه شما را در مسیر درست خود قرار بدهد . داشتن لیدری دلسوز و کارکشته اولین و مهمترین عنصر پیروزی شما بر مشکلات سر راه موفقیتتان است . ما در فیلم به شخصیت راکی باور داریم ولی او خود بدون مربی اش خودش را باور ندارد زیرا میداند راه رسیدن به موفقیت  تنها از پلی به نام مربی عبور میکند . راکی در مسیر که با مربی اش همراه میشود تماما به او و مطالبی که آموزش میدهد ایمان دارد و هرگز سعی نمیکند که از راهی که مربی اش به او نشان داده تخطی کند در اصل او سدی میشود بر سر راه توهم دانایی خویش . 

 

در آخرین سطر های مقاله باید بگویم سری فیلم های راکی دریای خروشان از باور به خویش و ساختن رویای خود با دستی خالی تنها با تکیه بر خود و استعدادهای است که خداوند در نهاد هر انسانی قرار داده . راکی به ما یاد میدهد که بر سر آرزوهای و رویاهای که از صمیم قلب به آنها ایمان داریم و باور داریم که خداوند آن استعداد را دروجود ما نهاده تا راه و مسیرمان را برایمان اشکار سازد  بایستیم و هرگز دوباره تاکید میکنم هرگز دست از تلاش برای رسیدن به جایگاه خویش برنداریم مگر غیر از میباشد که ما انسانها آنجا معنای زندگی را میابیم که خود را بیابیم !!!

نظرات کاربران

  • نظرات شرکت کنندگان در این درس
  • ارسال دیدگاه

شما برای اینکه بتوانید پیغامی ارسال کنید میبایست حساب کاربری خود شوید

و درصورتی که هنوز عضو نیستید میتوانید کنید.

آخرین مقالات